ماااچو بده بیاد

برای زیستن دو قلب لازم است


بیان دیدگاه

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

این روزها همه جا حرف و حدیث مبارکیه روز مهندسه. امروز کارم شرکت خیلی کم بود, اگر هم کم نبود دست و دلم به کار نمی رفت و بازهم همین آش بود و همین کاسه. دوباره از اون روزهایی بود که فیلم یاد هندوستون کرده. نفهمیدم چی شد دیدم اینا رو نوشتم. دلم می خواد میشد وبلاگ به دست خط خود آدم باشه. اونجوری حس و حالش مشتی تر بود. حالا که نیست.

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

غرغرهای یک چوب دو سر طلا

پی نوشت: واقعن میشه وبلاگ به خط خود آدم باشه؟؟

Advertisements