ماااچو بده بیاد

برای زیستن دو قلب لازم است


بیان دیدگاه

رفیق باید روراست باشد

دورغ که بشنوم دیگر سقط من عینی، تمام.

دروغ که فقط وارونه گفتن و فقط کلام نیست. وقتی به رفیقت گفتی آری و ته دلت نه بود می شود دروغ. وقتی خندیدی و حوصله ام را نداشتی می شود دروغ. وقتی یک چیز می گویی و جور دیگر رفتار می کنی می شود دورغ. با رفیق این حرف ها را نداریم. می خواهی بگو، نمی خواهی هم بگو، طفره نرو، حاشیه نداشته باش. من حوصله حاشیه را ندارم. خودم هم حاشیه ندارم. حتی اگر بربخورد و ناراحتی بیاورد حرفم را می زنم. فکر می کنم بهتر از این است که بنشینی و برای خودت ببافی که منظورش این بود یا آن. نخواهم حرفی را به کسی بگویم و بپرسد، می گویم نمی گویم، جواب سربالا و دوپهلو ندارم. خوشت آمده ادامه بده، خوشت نیامده برو. وقتی نمی خواهی با من وقت بگذرانی، به من رسیدی الکی نگو دلم تنگ شد، وا پس تو کجایی، می خواستم الآن بهت زنگ بزنم یا شروع نکن به ناله که نمی دانی چقدر حال و روزم خراب بود که خبر نگرفتم. نه تو نمی خواستی، دلت هم تنگ نشده، هیچ اتفاق خانمان براندازی هم برایت نیفتاده جز اینکه از دل برود هر آنکه از دیده برفت هستی. همین. و این را اگر اعتراف نمی کنی، غیرش را هم وانمود نکن. چون من باورت می کنم. به خودم فحش می دهم که چه بی وفایم و وقتی نیاز داشتی درگیر خودم بودم. خودم را شماتت می کنم که مگر زندگی چیزی جز همین دوستی هاست که من از آن غافل ماندم. عذاب وجدان می گیرم. بعد از کلی ناراحتی از بین حرفهایت می فهمم اینقدرها هم حالت بد نبوده. فقط عادت نداری آدم ها را در خاطرت نگه داری، برای همین مرا یادت رفته و حالا داری لاپوشانی می کنی. نکن، چون از چشمم  می افتی. جنم داشته باش و بگو باید ببینی ام تا بمانم. آن وقت دیگر با من است که هی خودم را نمایان کنم یا رها کنم تا فراموشم کنی.

Advertisements