ماااچو بده بیاد

برای زیستن دو قلب لازم است

زندگی در پیش رو

بیان دیدگاه

ماچ معتقد است که آدم عاقل رمان نمی‌خواند. کتاب هم فقط کتاب تاریخی و فلسفی که کلی چیز یاد می‌گیری. چرا باید وقت گرانبها را صرف خواندن رمان‌های چند جلدی و طویل کنی که هیچ چیزی هم ازش در نمی‌آید، فوقش یک داستان جدید خوانده‌ای. در عوض می‌توان چند بار کتاب‌های فلسفه و تاریخ را خواند و هر بار از آن چیز جدیدی عاید آدمیزاد می‌شود.
دو روز پیش بود که فکر کرد حوصله کتاب جدی و مهم خواندن ندارد و خوب است که وقتش را با یکی از این کتاب‌های من بگذراند. این شد که با شیطنت بخصوصی گفت: « یکی از این کتاب‌هات رو بده بخونم.» من هم برای اینکه سنگ تمام گذاشته باشم، «زندگی در پیش رو» را بهش دادم.
نشان به آن نشان که از دو روز پیش کتاب را زمین نگذاشته و هر چند دقیقه یکبار صدای خنده‌اش خانه را برمی‌دارد. امروز هم که از پیاده‌روی برگشتیم با عجله لباس خانه‌اش را پوشید و گفت برم ببینم این مامو چکار کرد آخرش.
این است معجزه رمان، حتی کوچولو موچولو‌هایش. این است لذت رمان

Advertisements

نویسنده: ماچو بده بیاد

گامی است پیش از گامی دیگر که جاده را بیدار می کند. تداومی است که زمان مرا می سازد لحظه ای است که عمر ِ مرا سرشار می کند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s